قهرمان ميرزا عين السلطنه

1477

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بعد يكان‌يكان شمرده شده است . در جواب اين تلگراف ديگر حرفى باقى نمانده . فقط دو كلمه مختصر زده‌اند كه با رئيس گمرك مسيو نوس « 1 » در مذاكره هستيم انجام را اطلاع مىدهيم . مختصر تمام علما و تجار دست به‌هم داده‌اند تا چه شود . بدى اوضاع دولت ايران حاليه نه قانون دارد نه زور . اگر بخواهد برحسب قانون مالياتى علاوه كند چون ندارد نمىشود . زيرا حاليه مىگويند ما براى چه قرض كنيم ، براى كدام جنگ ، براى كدام استحكامات سرحدى يا مصالح ملكى . در سال آنقدر مىدهيم و داديم چه شد ، به كجا رسيد . سه كرور تومان شصت سال است از يك بندر خراب ويران بوشهر گرفته مىشود . در صورتىكه دهنهء انگليس و دروازهء ايران است . كدام قلعه ، كدام توپ ، كدام كشتى را دولت فراهم آورده . از آن بگذريم از اين دو سه كرور سالى پنج هزار تومان مىخواست خرج اين شهر كند يا به دو هزار تومان يك آب‌انبار بنا نمايد كه سكنهء آنجا در تابستان از زحمت آن آبهاى متعفن نجات يابند . يا يك انبار سه هزار تومانى براى حفظ مال التجارة ما در گمرك بسازد كه زمستان از برف و باران ، تابستان در آفتاب تابان ، مال التجاره ما آسوده و از دست قطاع الطريق در امن و امان باشد . همين‌طور ساير ولايات . زور هم نيست كه بواسطهء جبر و عنف كارى پيش برود ، زيرا در مملكتى مثل فارس كه سيصد فرسنگ طول و صد و پنجاه فرسنگ عرض دارد چهار ارابه توپ و دويست نفر سرباز حاضر جنگ نداريم . پريروز است من از شيراز و رياست قشون آنجا مىآيم . چين بلاگردان ايران پردور نرويم طهران و پايتخت ما از همه‌جا بدتر است . اين قشون ، اين تداركات تمام بخور صاحب‌منصبان و سركردگان است لا غير . ازبس از اين مقوله شنيده شده و نوشته شده لازم به تكرار نيست . همه‌كس حالت حاليهء ايران را مىداند . خداوند دولت آسمانى چين را حفظ نمايد كه چند سال است سپر بلاى ما شده و الّا كار ما تمام و روزگار بهتر يا بدتر تكليفات معلوم شده بود .

--> ( 1 ) - - نوز